تورم گمشده؟
چرا بخشی از رشد نقدینگی دهه 80 و 90 در تورم منعکس نشده است؟
خلاصه: در دههی 80 و 90 رشد بلندمدت نقدینگی بیش از تولید اسمی بوده است. در چارچوب رابطهی مقداری پول، این امر به معنای کاهش مستمر سرعت گردش نقدینگی و به دیگر بیان، نگهداری مقدار بیشتر نقدینگی به ازای هر واحد مخارج اسمی است. این امر میتواند به گسترش بانکداری خصوصی در دهه ۸۰ و ارائهی حسابهای بلندمدت با نرخ بهرهی بیشتر مربوط باشد. شواهد نشان میدهد در دههی 80 و 90 سهم حسابهای بلندمدت از نقدینگی افزایش چشمگیری داشته و از 23 درصد سال 1380 به 42 درصد سال 1402 رسید است.
مخاطب: افراد آشنا با ادبیات اقتصاد کلان در حد درس کلان۲ کارشناسی
از سال 1380 تا 1402، رشد سالانهی نقدینگی به صورت متوسط 27 درصد و تورم سالانه به صورت متوسط 20 درصد بوده است. چه چیزی فاصلهی تورم و رشد نقدینگی را در این بازه توضیح میدهد؟ در گام اول باید توجه داشت که بر مبنای رابطهی مقداری پول (MV=PY) حجم پول متناسب با تولید اسمی (مجموع افزایش تولید حقیقی و افزایش سطح عمومی قیمتها) است. از این رو باید به جای مقایسهی رشد بلندمدت نقدینگی با تورم، آن را با رشد بلندمدت تولید اسمی مقایسه کرد. رشد سالانهی تولید اسمی در سالهای 1380 تا 1402 به صورت متوسط 25 درصد بوده است. در نظر داشتن رشد تولید اسمی به جای تورم فاصله را کم کرد، اما همچنان فاصلهی رشد سالانه 2 درصد زیاد است. عقبماندگی همیشگی تولید اسمی از نقدینگی موجب شده نقدینگی در سال 1402 حدود 245 برابر سال 1380 باشد، درحالی تولید اسمی سال 1402 حدود 175 برابر سال 1380 شده است. چه چیزی موجب عقبماندگی همیشگی رشد تولید اسمی نسبت به نقدینگی شده است؟
این یادداشت در ادامه واژگان پول و نقدینگی را مبتنی بر تعریف بانک مرکزی استفاده میکند. در این چارچوب پول برابر با جمع اسکناس در جریان و حسابهای جاری است. نقدینگی نیز برابر با مجموع پول، حسابهای کوتاهمدت، بلندمدت و قرضالحسنهی بانکی به همراه یک جز حسابهای متفرقه (که در اغلب سالها بخش کمی از نقدینگی را تشکیل میدهد) است. علاوه بر این تولید اسمی در این متن معادل با تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری با سال پایهی ۱۳۹۵ بانک مرکزی در نظر گرفته شده است.

تصویر 1 نشانگر روند بلندمدت پول، نقدینگی، تولید اسمی و شاخص قیمت مصرفکننده (شهری مرکز آمار ایران) است. در این تصویر میبینیم نقدینگی در سال 1402 نسبت به سال 1380 حدود 245 برابر شده، در حالی که تولید اسمی اقتصاد در این بازه 175 برابر و شاخص قیمت مصرفکننده 72 برابر شده است. حجم پول نیز در این بازه 133 برابر شده است.
تفاوت رشد بلندمدت نقدینگی و تولید اسمی در دو دههی گذشته نشان از کاهش سرعت گردش نقدینگی (که عملا حاصل تقسیم تولید اسمی بر حجم نقدینگی است) دارد. باید توجه داشت که تغییرات سرعت گردش نقدینگی روی دیگر تفاوت رشد بلندمدت نقدینگی و تولید اسمی است، از اینرو برای چرایی تفاوت رشد بلندمدت نقدینگی و تولید اسمی نمیتوان گفت که سرعت گردش نقدینگی کاهش پیدا کرده، زیرا سرعت گردش نقدینگی از تقسیم تولید اسمی به نقدینگی بهدست میآید و در عمل همان واقعیت را در عنوانی متفاوت بیان میکند. با این حال توجه به سرعت گردش نقدینگی به ما کمک میکند که دلیل این پدیده در 20 سال اخیر را بفهمیم.

تصویر 2 نشانگر سرعت گردش نقدینگی و پول در سالهای 1360 تا 1402 است. بر مبنای این تصویر سرعت گردش پول (خط آبی در محور سمت چپ) در دهه 60 کمتر از 4 بوده و از انتهای دههی 60 روند افزایشی را تا میانهی دههی 90 طی میکند. سرعت گردش نقدینگی (خطچین سبز در محور سمت راست) نیز مانند سرعت گردش پول روند صعودی از انتهای دههی 60 شروع میکند و از ارقام نزدیک 1.5 در دهه 60 به ارقام نزدیک 2.5 در ابتدای دههی 80 میرسد. با این حال از ابتدای دههی 80 روندی نزولی را آغاز کرده و تا سال 99 به رقم 1.1 کاهش مییابد، هر چند پس از سال 99 روند صعودی مجدد را آغاز کرده و در سال 1402 به 1.8 رسیده است.

افزایش سرعت گردش پول در سالهای دههی 60 تا 80 نتیجهی این بوده که مردم (به نسبت افزایش تولید اسمی) پول کمتری نگهداری کردهاند. این امر میتواند ناشی از افزایش هزینه-فرصت نگهداری پول نقد باشد. از ابتدای دههی 70 نرخ بهرهی سپردههای بلندمدت و کوتاهمدت بانکهای دولتی افزایش یافت (تصویر 3). این نکته در کنار دیگر خدمات نظام بانکی موجب شد که تمایل مردم به نگهداری پول (اسکناس و حساب جاری) کمتر شود و بخش بیشتری از دارایی آنها به سپردهی کوتاهمدت و بلندمدت در بانکها تبدیل شود.
از ابتدای دههی 80 سرعت گردش نقدینگی روندی نزولی طی کرده که نشان میدهد مردم به ازای هر واحد تولید اسمی، مقادیر بیشتری از نقدینگی را در حسابهای بانکی خود نگهداری میکنند. این امر ناشی از افزایش اقبال مردم به حسابهای بلندمدت بوده است. تصویر 4 نشان میدهد که سهم حسابهای بلندمدت از نقدینگی در 4 دههی گذشته روندی افزایشی را پیموده است. در حالی که سهم حسابهای بلندمدت از نقدینگی در سال 1363 حدود 7 درصد بوده، این سهم در سال 1380 به 23 درصد و در سال 1402 به بیش از 42 درصد رسیده است.
تصویر 5 نشاندهندهی رشد نقدینگی و سهم هرکدام از اجزای نقدینگی در رشد آن هستند. این شکل نیز نشان میدهد که تا دههی 80، پول سهم غالب را در رشد نقدینگی داشته که البته به دلیل اینکه بیش از 50 درصد از نقدینگی از پول تشکیل میشده، طبیعی بوده است. با این حال به مرور زمان با پررنگ شدن نقش حسابهای بلندمدت، از دهه 80 نقش پول در رشد نقدینگی کمرنگ شده و نقش حسابهای بلندمدت و کوتاهمدت در رشد نقدینگی پررنگ شدهاند. با وجودی که رشد نقدینگی در 40 سال گذشته معمولا حول 30 درصد نوسان داشته، اما در هر دوره سهم اجزای آن یکسان نبوده است. در دهه 60 و 70 رشد پول نقش بیشتری در رشد نقدینگی داشته، اما در دهه 80 و 90 نقش مسلط با رشد حسابهای بلندمدت بوده است.
چرا در دههی 80 سهم حسابهای بلندمدت پررنگ شد؟ یک فرضیه گسترش بانکداری خصوصی در دههی 80 و ارائه نرخ بهرههای بالاتر برای حسابهای بلندمدت است. در دههی 60 و 70 حساب بلندمدت بانک دولتی تنها گزینهی مردم برای نگهداری دارایی بود که قدرت نقدپذیری زیادی داشته باشد. دیگر گزینههای نگهداری دارایی همچون ارز، طلا و مسکن یا با معضل نقدپذیری مواجه بودهاند، یا امنیت کمتری از نگهداری سپرده داشتند. بانکداری خصوصی در دههی 80 قاعدهی بازی را عوض کرد و گزینهی جدیدی روی میز مردم گذاشت. حسابهای بلندمدت بانکهای خصوصی سودهای بالاتری نسبت به حساب بلندمدت بانکهای دولتی داشتند، از اینرو بانکهای خصوصی توانستند حساب بلندمدت را به گزینهای مقبول برای سرمایهگذاری تبدیل کنند. باید توجه داشت که در دهه 80 و بخش زیادی از دههی 90 صندوقهای درآمد ثابت، اوراق دولتی و صندوقهای سرمایهگذرای مشترک گزینهی جدی برای بسیاری از مردم به حساب نمیآمدند. از اینرو حسابهای بلندمدت بانکی در این دوره گزینهای بیرقیب برای جذب سپردههای مردم بودند.
با توجه به مطالب پیش گفته مشخص میشود که بخش قابل توجهی از رشد نقدینگی در سالهای 1380 تا 1402 ناشی از رشد حسابهای بلندمدت بوده و این حسابها نسبت به دیگر اجزای نقدینگی نقدپذیری کمتری دارند و کمتر مورد مبادله قرار میگیرند. از این رو شاهد هستیم که در سالهای 1380 تا 1402 روند سرعت گردش نقدینگی کاهشی بوده که این امر در فاصلهی رشد نقدینگی و تولید اسمی خود را نمایان میکند.
*این یادداشت در روزنامهی دنیای اقتصاد مورخ ۱۱ آذر ۱۴۰۳ نیز منتشر شده است. انتخاب عنوان دکتر توسط روزنامه به انتخاب من نبوده و طبق عرف (به نظر من نادرستی) که افراد پروپوزال دفاع کرده را دکتر خطاب میکند، من را نیز دکتر خطاب کرده است.
**مطالب این وبلاگ در کانال تلگرامی نگاشته نیز منتشر میشود.


